احساس

تا نگاه می کنی وقت رفتن است...

احساس

تا نگاه می کنی وقت رفتن است...

احساس

تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند ...

آخرین مطالب

پیوندها

باران تویی...

جمعه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۵، ۰۵:۲۵ ق.ظ

بارون تمام طول شب و بارید و هنوزم داره می باره

نمی دونم از غم کی یا چی داره این همه اشک می ریزه آسمون...!

 من عاشق این بارونام ، اما حیف که تو اون شهر که می رم از این بارونا نداره...

خیلی وقته ننوشتم...و این خیلی بده ...

کم کم رسید روزایی که باید می رسید

(اونم بعد یه تعطیلات نسبتا طولانی... )

همون روزای دوباره خداحافظی از خانواده و خونه و ...

این رفتن هر جور حساب کنی خیلی سخته ، خیلی ...

گاهی چقد ربات بودن خوبه ...

امشب بابام گفت اگه اشتباه نکنم ،دیگه مهمونم دیگه...

واقعا همیشه آدما تو این دنیا مثه یه مهمونن

کاش بعد رفتنمون بگن ، چه مهمون خوبی بود...

هر چی هم باشم ، وقتی نباشم جام تو خونه خالی می شه ...

حالا جدا از این حرفا و صحبت های دلی ...چقد برا این تعطیلات برنامه داشتم و

 کتابامو آوردم که از این زمان استفاده درست کنم

اما واقعا نمی دونم چی شدکه اینطور شد ..شایدم می دونم:-(

(الان خیلی نادمم :-( ، کاش زمان به قبل از شروع تعطیلات بر می گشت ... )

خدایا ختم به خیر کنه همه چیزو ...

خدایا خودت یه کاری کن ، کمکم کن

به همه کمک کن ، به منم کمک کن ...


۹۵/۰۱/۱۳ موافقین ۰ مخالفین ۰
الهی و ربی من لی غیرک ...