احساس

تا نگاه می کنی وقت رفتن است...

احساس

تا نگاه می کنی وقت رفتن است...

احساس

تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند ...

آخرین مطالب

پیوندها

نمی دونم انگار عنوان خاصی نمی شد بذارم

يكشنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۰۱ ق.ظ

بارونی که تمام شب و بارید و الانم که صبحه هنوزم داره می باره

بارونای شمال یکی از بهترین بارونای دنیاست ، با وفاست ،

چقد زود تعطیلات تموم شد...تا نگاه می کنی وقت رفتن است ...

زمان چقد با سرعت داره ما رو با خودش می بره

انگار همین دیروز بود که تعطیلات شروع شده بود ...

هرچند تعطیلات امسال خیلی هم خونه نبودم و باز سر کلاس و درس و بحث بودم ...

مثله خیلی وقتای دیگه وقتی نزدیکای رفتنم شده بارون به بدرقم داره می آد...

نمی دونم رازش چیه...

اما من دلم برا بارونای این شکلی تنگ می شه 

بعد این همه مدت برگشتن خیلی سخته ...چقد مامان و بابام تنها می شن ...

همیشه لحظه هایی که داره به رفتنم نزدیک می شه حال زیاد خوبی ندارم

کاش باهام می اومدن ... کاش بی خیال اینجا می شدن ...

نمی دونم...

این روزها مثه خیلی روزهای دیگه فقط زندم اما شاید زندگی نمی کنم ...

خدا جوونم خودت حال دل هممونو خوب کن ...

خیلی بهت نیاز دارم مثه همیشه که خودت می دونی پس تنهام نذار ای مهربون ترین 

الهی و ربی من لی غیرک ...

۹۵/۰۶/۲۸ موافقین ۱ مخالفین ۰
الهی و ربی من لی غیرک ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی